تبليغاتX
شب شعر و...

این هم واسه عاشقهای فروغ

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دود

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید؛

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای زامروزها ،دیروزها

 

دیدگانم همچو دالانهای تا

گونه هایم همچو مرمرهای سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزند آرام روی دفترم

دستهایم فارغ از افسون شعر

یاد می آرم که در دستان من

روزگاری شعله می زد خون شعر

خاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل بروی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یکسو می روند

پرده های تیره دنیای من

چشمهای ناشناسی میخزند

روی کاغذ ها و دفتر های من

در اتاق کوچکم پا مینهند

بعد من،با یاد من بیگانه ای

در بر آئینه می ماند بجای

تا موئی،نقش دستی،شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مانده ویران می شود

رو ح من همچو بادبان قایقی

در افق ها دور و پنهان می شود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماه ها

چشم تو در انتظار نامه ای

خیره می ماند به چشم راه ها

لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

بعد ها نام مرا باران و خاک

نرم می شویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند به راه

فارغ از افسانه ها و نام و ننگ

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اردیبهشت1384ساعت 22:2 توسط مهران |

ای که در دایره عشق گرفتار شدی

         اینهمه نیست مگر آنکه سزاوار شدی

آتش افتاد به آن خرقه آلوده به ننگ

         تا که در دیر مغان محرم اسرار شدی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت1384ساعت 18:58 توسط مهران |

من و تو بیا تا لیلی و مجنون شویم

         افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن

         خانه اش با من                  یادگاری       

+ نوشته شده در جمعه 23 اردیبهشت1384ساعت 16:43 توسط مهران |

عشق مگر چیستتو را گم کرده ام امروز

و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگین اند

     و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند

                   نمیدانی چه غمگین اند

 

چراغ روشن شب بود

نمیدانم چه خواهد شد

پر از دل شوره ام         بی تاب و دلگیر ام

کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر لحظه میمیرم

+ نوشته شده در جمعه 23 اردیبهشت1384ساعت 16:25 توسط مهران |

من رو یادت نره     وجودم را تقدیمت می کنم

تقدیم کسی که تمام خاطراتم ، رویاهایم را به تسخیر خود در آورده است

همیشه غروب ها بر لب دریا روی سکو چه عشق

                      می نشینم و به روی بال کبوتر روی آفتاب چهره

                                                             زیبای تو را میبینم

چهره ات مثل گل مریم زیباست

             می دانم خیالی بیش نیست

                                         اما من و تو تا ابد با هم خواهیم بود

                        و به خاطر تمام رویاها و خاطرات نفس خواهم کشید

+ نوشته شده در جمعه 23 اردیبهشت1384ساعت 16:17 توسط مهران |

      تفاوت عاشق بودن و کسي را دوست داشتن
بين کسي که عاشق شده است و کسي که تنها شخصي را دوست دارد تفاوتهايي است
نکات زير به شما کمک خواهند کرد تا اين تفاوت را درک کنيد
1:هنگام ديدن کسي که عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده
خواهيد شد اما هنگاميکه کسي را مي بينيد که آن را دوست داريد احساس سرور
و خوشهالي مي کنيد
2:هنگاميکه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليکن هنگاميکه کسي را
دوست داريد زمستان فقط فصلي زيبا است.
3: وقتي به کسي که عاشقش هستيد نگاه مي کنيد خجالت مي کشيد وليکن هنگاميکه
به کسي که دوستش مي داريد مي نگريد لبخند خواهيد زد
4:وقتي در کنار معشوقه خود هستيد نميتوانيد هر آنچه در ذهن داريد بيان کنيد
اما در مورد کسي که دوستش داريد توانايي آن را داريد
5:در مواجه شدن با کسي که عاشقش هستيد خجالت مي کشيد و يا حتي دست و پای
خود را گم مي کنيد اما در مورد فردي که دوستش داريد راحت تر بوده و
توانايي ابراز وجود خواهيد داشت
6:شما نمي توانيد به چشمان کسي که عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه کنيد
اما مي توانيد در حاليکه لبخندي بر لب داريد مدتها به چشمان فردي که دوستش داريد
نگاه کنيد
7:وقتي معشوقه شما گريه مي کند شما نيز بي اختيار گريه خواهيد کرد
و اما در مورد کسي که او را دوست داريد سعي بر آرام کردن او خواهيد کرد.
8: احساس عاشق بودن و درک آن از طريق نگاه است اما درک دوست داشتن بيشتر
از طريق شنوايي است .(ابراز علاقه بصورت کلامي)
9:شما ميتوانيد يک رابطه دوستي را پايان دهيد اما هرگز نمي توانيد چشمان
خود را بر عاشق بودن ببنديد چرا که اگر اينکار را بکنيد، عشق همچنان قطره اي
در قلب شما و براي هميشه باقي خواهد ماند.
این مطالب اگر چه تا حدود زیادی درست هستند اما مطلق نمی باشند

و انسانها و عواطف آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستند.

 امید وارم حد اقل حالا بتونید با کمک این مطالب معشوقه خود را بیابید

 اما یه نصیحت هر چند میدونم تاثیری بر شما ندارد: هیچ وقت به معشوقه خود دل نبندید یا اگه بستید کاری کنید که خودش نفهمد 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 اردیبهشت1384ساعت 18:52 توسط مهران |