تبليغاتX
شب شعر و...
آنگاه که غرور کسي را له مي کني،

 آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني

، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،

 آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري

، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي،

 آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري

 ، مي خواهم بدانم، دستانت را به سوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟

 به سوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند؟  هان

+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 18:17 توسط مهران |